-
قلبم کوهیست
پنجشنبه 4 آذر 1400 00:54
قلبم کوهیست که با گفتن دوستت دارم آتشفشان می شود. سعید قاسم مختاری
-
اگر ایزد کند یاری
پنجشنبه 4 آذر 1400 00:54
-
به دیدارت آرایش جان کنم
پنجشنبه 4 آذر 1400 00:53
-
دلبر جان..،
پنجشنبه 4 آذر 1400 00:52
دلبر جان..، چشمانت پادشاه تمام رنگ هاست پائیز فقط عشوه می ریزد برای هوای دلگیر بُخار پنجره ها در آخرین برگ زخمی کبیسه ی سال! مرتضی سنجری
-
فاصله ها هرگز
پنجشنبه 4 آذر 1400 00:51
فاصله ها هرگز مانعی برای دوست داشتن برای عشق نیستند درست اما اگر من اینجا گریه کنم آیا در دوردست ها گونه های تو خیس خواهند شد ؟ جمال ثریا مترجم : سیامک تقیزاده
-
از خیال تو که برمی گردم
پنجشنبه 4 آذر 1400 00:50
از خیال تو که برمی گردم تنهائی تمام 'من'هائی را که از تو ساخته ام از من می گیرد من می مانمُ چشم هائی پر از جای خالی ات و یک آغوش شبُ بارانُ پنجره و رؤیاهائی که دیگر مرا نمی بینند دلم می خزد به سایهٔ آخرین صورتت آخرین نامت و چقدر گریه به من نزدیک ست ! پرویز صادقی
-
آرامش
پنجشنبه 4 آذر 1400 00:26
-
به شب آری گفتیم
پنجشنبه 4 آذر 1400 00:02
به شب آری گفتیم و جهان از رویش ماه شبتاب شد.. نیلوفر_ثانی
-
خارم، ولی گلاب ز من میتوان گرفت
چهارشنبه 3 آذر 1400 01:07
خارم، ولی گلاب ز من میتوان گرفت از بسکه بوی همدمیِ گل گرفتهام لطفی نیشابوری
-
و کسی که تورا دیده باشد
چهارشنبه 3 آذر 1400 01:06
و کسی که تورا دیده باشد پاییز های سختی خواهد داشت. لیلا کردبچه
-
از کسی که
چهارشنبه 3 آذر 1400 01:05
-
اگر روزم پریشان شد
چهارشنبه 3 آذر 1400 01:04
اگر روزم پریشان شد فدای تاری از زلفش، که هر شَب با خیالش خواب های دیگری دارم...! مهدی اخوان ثالث
-
من که هر وقت عجلهای در کار بود
چهارشنبه 3 آذر 1400 01:03
من که هر وقت عجلهای در کار بود کلید را در جیبم پیدا نمیکردم، طبیعی بود اگر جملهی "دوستت دارم" را به موقع در دهانم پیدا نکنم. تو مثل تمام معشوقههای دنیا دیرت شده بود و باید میرفتی، رفتی، و من بعد از رفتنت بارها گفتم دوستت دارم، بارها و بارها ... مثل دیوانهای که رو به خیابان ایستاده، و کلید را مدام در...
-
مراقب خودت باش
چهارشنبه 3 آذر 1400 01:02
-
صبحِ بی تو
چهارشنبه 3 آذر 1400 01:01
صبحِ بی تو رنگِ بعد از ظهر یک آدینه دارد قیصر امین پور
-
در چشمانت به خواب رفته ام...
چهارشنبه 3 آذر 1400 01:00
در چشمانت به خواب رفته ام... نمرده ام ؛ خواب تو را میبینم ؛ بیدارم نکنی! صدایم نکنی! خاکم نکنی! چیستا یثربی
-
ای باد سبکسار
چهارشنبه 3 آذر 1400 00:59
ای باد سبکسار مرا بگذر و بگذار
-
میخ ها حرف میزنند
چهارشنبه 3 آذر 1400 00:55
دلتنگی ماهی ست که توی تنگ شکسته دست و پا می زند دست هایت اگر زودتر می رسید شاید زنده می ماندم برگشتی درست لحظه ای که رفته بودم راستی صد و بیست روز پیش را یادت هست ؟ میخ می کوبیدی چای از دهان افتاد و "دوستت دارم "هایم از چشم هایم ! # دنیا غلامی
-
دیروز ندیدمت
سهشنبه 2 آذر 1400 01:03
دیروز ندیدمت امروز هم نیامدی ساعت هاست ندیدمت این روزها و این ساعت ها، زمان زیادی است ندیدنت هر لحظه زمان زیادی است.. علی فریادی
-
من آنقدر ، که از نبودِ تو شعر گفته ام ،
سهشنبه 2 آذر 1400 01:02
من آنقدر ، که از نبودِ تو شعر گفته ام ، از بودِ خود ، نگفتم ...! یا خودت باش و این دیوانه را دریاب ، یا من ، دیوانِ نبودنت را ، تا ابد قَلَم میزنم ... الهام منصور
-
دنیا پُر شده از جای خالی آدماااا...
سهشنبه 2 آذر 1400 01:02
دنیا پُر شده از جای خالی آدماااا...
-
در چشمهای تو رازی است
سهشنبه 2 آذر 1400 01:01
در چشمهای تو رازی است که شب را اندوهگین و شعر را به سکوت مبدل میکند! | زین العابدین حیدری |
-
تو نیستی
سهشنبه 2 آذر 1400 00:59
تمام این فاصلهها تمام ِ این تنهاییها تمام ِ نداشتنهایت ای کاش، خوابی بودند شبیه ِ خواب ِ دم ِ صبح میآمدی با دستان ِ شبیه اطلسیات بیدارم میکردی میگفتی: جان ِ دلم، صبح شده است و من به بهانهی رهانیدنم از خوابی سخت در آغوش میکشیدمت ... اما حیف، تو نیستی و من به واقعی ترین شکل ِ ممکن اسیر کابوس ِ نداشتنات شده...
-
زیبای من..،
سهشنبه 2 آذر 1400 00:56
زیبای من..، سُرمه ی چشمانت شبیه کشور متمدنی ست که می توان با رُباعی نگاهت در عصر هزاره ی اشعار به سبک سنتی پُست مدرن ترین غزل ها را سرود! مرتضی سنجری
-
سادگی
سهشنبه 2 آذر 1400 00:56
-
و در پایان همه چیز در ذهن واژه هایم
سهشنبه 2 آذر 1400 00:55
و در پایان همه چیز در ذهن واژه هایم احساسی خاطره می شود که فرشته ها به حالش قبطه می خورند و تا آسمان برپاست رؤیاها به یادش نفس می کشند احساسی که تو را در من یگانهٔ عشق کرده بود پرویز صادقی
-
از همان روز های اول
سهشنبه 2 آذر 1400 00:54
از همان روز های اول مدام به این فکر میکردم که دوستت دارم را کجای دیدنت بگویم قشنگ تر است ... مریم_قهرمانلو
-
+
سهشنبه 2 آذر 1400 00:47
به چتر و روسریات سوگند به ناز دختریات سوگند به راز دلبریات سوگند مرا حرارت آن لبخند مجاب کرد به این پیوند نه آن غروب، نه آن باران | حسین صفا |
-
حال خوب
دوشنبه 1 آذر 1400 01:30
-
دوستت میدارم!
دوشنبه 1 آذر 1400 01:28
دوستت میدارم! چونان بلوطی که زخم یادگارِ عشقی برباد رفته را! ستارهای که شب را برای چشمک زدن! و پرندهای اسیر که پرندهی آزادی را! تا رهایی به بار بنشیند، آن سوی حیرانیِ میلههای قفس! "یغما گلرویی