-
گفتی بوسه حرام است
چهارشنبه 24 آذر 1400 01:07
گفتی بوسه حرام است آیا دل بردن رواست من متلاشی شده ام زحسرت روی تو نوازش های تو صدای گرم وآرامش تو من دلم احساس می خواهد به نگاه تو به آغوش گرم تو ویک لبخندمست تو تا جانی دوباره گیرم زهرا نادی
-
+
چهارشنبه 24 آذر 1400 00:54
-
پاییز!
چهارشنبه 24 آذر 1400 00:50
-
بیمار توام ، امید ارزانی کن
چهارشنبه 24 آذر 1400 00:45
با کافر چشم خود مسلمانی کن بیمار توام ، امید ارزانی کن تشخیص پزشک خستگی از دنیاست با من بنشین و چای درمانی کن - علی صفری
-
دوست داشتنت را دوست دارم،
چهارشنبه 24 آذر 1400 00:44
-
یه دوست داشتن
چهارشنبه 24 آذر 1400 00:36
-
یکی از ساکنان بی نشان ناکجا آباد
چهارشنبه 24 آذر 1400 00:29
یکی از ساکنان بی نشان ناکجا آباد امیدی تازه را در سرنوشت من بشارت داد تو مثل جفت از آغاز جنون همزاد من بودی و تا آخر به همراه منی ای عشق مادرزاد تمام ماجرا از جانب چشم تو بود ای کاش نگاهم در نگاه گرم و شیرینت نمی افتاد به دور محور سرخ تو می چرخد سر سبزم خرابم کردی ای عشق جلالی خانه ات آباد تو را با خاطرات تلخ و شیرینت...
-
:)))))))))))))))))))
چهارشنبه 24 آذر 1400 00:26
الهی سنگدل ها سِل بگیرند دل آزاران همه رودل بگیرند خُماری کشت مردم را بفرما درِ میخانه ها را گِل بگیرند -بهروز یاسمی
-
کتاب
سهشنبه 23 آذر 1400 01:07
-
عشق و نفرت دو منبعِ قدرت اند!
سهشنبه 23 آذر 1400 01:05
عشق و نفرت دو منبعِ قدرت اند! قدرت عشق آباد می کند خانه ی دل ها را...! قدرتِ نفرت ویران می کند شالوده ی دنیا را...! عبدالمجید حیاتی
-
منطقی
سهشنبه 23 آذر 1400 01:03
-
وجودت گرما برای هستی سرد من
سهشنبه 23 آذر 1400 01:02
وجودت گرما برای هستی سرد من دستانت آرام بخش امواج پرتلاطم من تو بزرگتر من کوچکتر تو اقیانوس آرام من اقیانوس اطلس مهرداد درگاهی
-
دوست داشتنت را دوست دارم،
سهشنبه 23 آذر 1400 00:51
دوست داشتنت را دوست دارم، نمی گذارد تکراری شود طلوع خورشید هر روز... مروت خیری
-
سحرگاه است
سهشنبه 23 آذر 1400 00:49
سحرگاه است و صدای خشخشِ جاروی پیرمرد رفتگر آغازگرِ حکایتِ دگریست نازنین لقائی
-
میشود در دل این کوچه کمى ناز کنى
سهشنبه 23 آذر 1400 00:43
میشود در دل این کوچه کمى ناز کنى گره محکم آن روسریات را یهکمى باز کنى بخدا تا ته این کوچه کسى پیدا نیست مى شود لب بگشایى، سخن آغاز کنى چند سالیست که تو رهگذر چشم منى میشود اندکى از عشق خود ابراز کنى بخدا عالم و آدم به حیاى تو گواهند همه میشود نیم نگاهى به منه تُرک خوش آواز کنى من برایت چو قنارى ز غزل مى خوانم...
-
در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
سهشنبه 23 آذر 1400 00:40
در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست عشاق تو را به دیده در خواب کجاست خورشید ز غیرتت چنین میگوید کز آتش تو بسوختم آب کجاست - خاقانی
-
نه کسی منتظر است
سهشنبه 23 آذر 1400 00:38
نه کسی منتظر است نه کسی چشم به راه... نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه! بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟ وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه..! - سیدحسین شریفی
-
++
سهشنبه 23 آذر 1400 00:36
-
می ترسم مرا به فردایی که نیستی مسپار
دوشنبه 22 آذر 1400 00:26
می ترسم مرا به فردایی که نیستی مسپار بگذار بمانم در گذشته آنجایی که یگانه دست تو امن ترین سقف جهان بود حیدر ولی زاده
-
برف
دوشنبه 22 آذر 1400 00:23
-
در دل بنشستی و..
دوشنبه 22 آذر 1400 00:21
-
می دانی دوستت دارم
دوشنبه 22 آذر 1400 00:17
می دانی دوستت دارم نه گفتنی ست ، نه نوشتنی !! " فقط" حس شدنی ست از نگاهِ نگران من ، با دلواپسی های تو از خنده های من ، با برقِ نگاه تو از بی قراری هایم ، با خستگی های تو از بوسه های آرامم، بر پشتِ پلک های تو از شب بخیر گفتن ها تا آرامشِ خواب تو مریم مینائی
-
پاییز!
دوشنبه 22 آذر 1400 00:15
-
خدا را کدخدا! ای حاکم آبادی بالا!
دوشنبه 22 آذر 1400 00:13
خدا را کدخدا! ای حاکم آبادی بالا! بگو تا دخترت دریابد این حال خرابم را بگو زلف سیاهش را نریزد بر سر و رویش نیامیزد به ظلمت قرص ماه و آفتابم را بگو بر من بشوراند جوانان دهاتی را ببیند غیرت طوفانتبار عشق نابم را بگو تا دخترت پایین بیاید از خر شیطان بگو نگذار تا ناگه بگیرد خون، رکابم را بگو این عاشق از آن عاشقان داستانی...
-
باران
دوشنبه 22 آذر 1400 00:07
-
وداع آبی
دوشنبه 22 آذر 1400 00:06
یک روز سرانجام با تو وداعی آبی میکنم میدانم روزی از من خواهی پرسید مگر وداع هم رنگ دارد؟ آن هم به رنگ آبی من در جواب تو فقط چشمانم را میبندم سالی که بر من و تو گذشت فقط ۳۶۵ روز نبود جمعهها را باید دو روز حساب کرد باید تقویمها را در آفتاب نهاد تا رنگ ببازد احمدرضا احمدی
-
فقط خدا
دوشنبه 22 آذر 1400 00:05
-
نه فقط از تو اگر دل بکنم میمیرم
دوشنبه 22 آذر 1400 00:04
نه فقط از تو اگر دل بکنم میمیرم سایهات نیز بیفتد به تنم میمیرم بین جان من و پیراهن من، فرقی نیست هر یکی را که برایت بکنم میمیرم برق چشمان تو از دور مرا میگیرد من اگر دست به زلفت بزنم میمیرم بازی ماهی و گربه است، نظربازی ما مثل یک تُنگ، شبی میشکنم میمیرم روح ِبرخاسته از من! ته ِاین کوچه بایست بیش از این دور شوی...
-
پرواز کن در آغوشم
یکشنبه 21 آذر 1400 06:02
پرواز کن در آغوشم تمامم را به باد سپردم تا نلرزد بالت مجید فلاحتی
-
وقتی کسی داره رنجی رو تحمل میکنه
یکشنبه 21 آذر 1400 06:02
اگه میخوایین باهاش صحبت کنین رنجش رو انکار نکنید، نگید: بهش فکر نکن خودتو لوس نکن اینکه چیزی نیست تو گنده ش کردی بدتر از اینا سر آدما میاد اگه چیزی به ذهنتون نمیرسه، فقط شنونده باشید بعضی وقتا سکوت و گوش کردن بزرگترین کمک و همدردیه...