-
دلم اناریست، دانههایش روشن!
سهشنبه 1 شهریور 1401 01:04
-
باران که میبارد
سهشنبه 1 شهریور 1401 01:03
باران که میبارد آغشته میشوم به بوی تو خیس میشود تن خواب در تب شعر رضوان_شیری
-
چشم هایت
سهشنبه 1 شهریور 1401 00:50
چشم هایت ایستگاه بازرسیِ ورود به دنیای دیگری ست گذرگاهِ ورود به کشور عشق پرویز صادقی
-
خواب دیدم
سهشنبه 1 شهریور 1401 00:48
خواب دیدم که تو آمدی؛ دوباره تو را بوسیدم و تمامِ شادیهای جهان ما را در آغوش گرفتند. خواب دیدم از پنجرهی خانهمان باران را به خانه دعوت کردیم و زیرِ چتری کوچک عشق را جشن گرفتیم. دانیال_خیاطی
-
حال خوب
سهشنبه 1 شهریور 1401 00:46
-
تبسمی ز لب دلفریب او دیدم،
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:40
تبسمی ز لب دلفریب او دیدم، که هرچه با دل من کرد، آن تبسم کرد.. وحشی_بافقی
-
چادر سفید گل گلی
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:39
به خدا بوی خدا میگیرد خانه وقتی چادر سفید گل گلی ات را سر می کنی... بیژن_سام
-
شهیدابراهیم هادی
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:38
-
تصویر زیبای تو در فنجان من افتاده است
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:37
تصویر زیبای تو در فنجان من افتاده است قند لب سرخ تو در قندان من افتاده است سر می کشم چایی که لبریز از هوای گریه هست می نوشم اشکی شوق که از چشمان من افتاده است تا آمدی تن را به دست باد قاصد دادی و گل های خوش عطر تو در دامان من افتاده است عمرم گذشت ای نازنین دل را نبخشیدم به کس تو آمدی و عشق هم در جان من افتاده است...
-
شب هجران تو این,
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:35
شب هجران تو این, دل دریایی تنها شده را به پَر مرغک دریایی شب گرد خیالم, دادم؛ تا مبادا, سحر گاه فراق گذرد از ره تو اشک تلخ دردم... اعظم حسنی
-
لبیک یا حسین(ع)
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:34
-
امروز طلوع زندگیتون و با طلوع خورشید گره بزنید .
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:33
امروز طلوع زندگیتون و با طلوع خورشید گره بزنید . همیشه که نباید غصه خورد گاهی باید یک مرخصی ،هر چند کوتاه به خودمون بدیم واز ته دلمون نفسی بلند بکشیم . زندگی درک لحظه هاست .بگذاریم وجودمون پر از مهربونی باشه تا گرد وغبار روزمرگی ها روحمون و تیره نکنه . ازمیون تمامی روز ها و شبهای کسل کننده بگذریم و بگذاریم آسمون...
-
پنجره ای بگشا
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:31
پنجره ای بگشا از پسِ این دیوار شاید دلی به نگاهی دوباره زنده شود به ع ش ق به ع ش ق .... شادی چلوچی
-
چه منظره زیبایی
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:30
-
ای عشق شعر ها به نام تو می شکوفند
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:29
ای عشق شعر ها به نام تو می شکوفند و قلم ها به یُمن وجود مقدس تو می نویسند خیال در گستره ی حضور توست که پرواز می کند شعرها محو تماشای تواَند و نسیم روح افزای تو ذهن را بارور می کند باران به نام تو می بارد و موج با یاد تو شوق ساحل دارد شکوه نغمه ترانه و گیسوان حس شاعرانه تنها با وجود مقدس تو اعجاز می شوند تو اعجاز...
-
دمی دم برای بازدَمِ بریده ی
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:27
دمی دم برای بازدَمِ بریده ی امروز میخواهم کمی مرهم برای زخم دیروز... غلامرضاطهماسبی
-
طبیعت
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:25
-
تو, نخلستانی _ از آینههایی
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:23
تو, نخلستانی _ از آینههایی من, رنج تمام زنبورها و گلها را _ به دوش میکشم وَ بهار تا ابد ادامه خواهد یافت فریبا نوری
-
فانوس را در کدام سوی دل بیاویزم
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:22
فانوس را در کدام سوی دل بیاویزم که سایه ی حضورت ماه را به برکه کشاند ..! مهناز الله وردی
-
روزگار عجیبی ست..
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:19
-
به آسمان نگاه میکنم
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:18
به آسمان نگاه میکنم پرواز پرنده دیدنی است به دریا خیره میشوم رقص ماهی در آب دیدنی است به گلها می نگرم طنازی پروانه به روی گلها چشم را رج میزند و به تو مینگرم پرواز نگاهت طنازی لبهایت رقص دستهایت بند بند دلم را رج میزند مهرداد درگاهی
-
بی تو شب که می شود،
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:17
بی تو شب که می شود، می نشینیم شانه به شانه هم من و حسرت ها مروت خیری
-
رشد کرده ای
یکشنبه 30 مرداد 1401 11:13
رشد کرده ای دور کلمات گرد به شکل حدقه ای سیاه در چشمانم، بروزتری از ماه و چیزی کم نداری از شب. پیچیده ای برخاسته از مرگ، که به آسانی فرو افتاده ای در برگ، بریز از عبور اشک ها روی صورتت و بخیسان دلت را در گلو به خودت برگرد از حروفی سبز و در اندوهی سپید پنهان شو... ب گذار خورشید به افق برسد بعد از این خط جهان شعله ور...
-
لبیک یا حسین(ع)
یکشنبه 30 مرداد 1401 00:51
-
ماهش را آه می کشد
یکشنبه 30 مرداد 1401 00:50
ماهش را آه می کشد با بازوانش درخت گیلاس بعد از خودش می پرسد راستی اگر گیلاس ها نبودند قمری ها با این همه نت های خونین که را صدا می زدند؟ مریم_دلفان_آذری
-
گفتم تو را بخوانم
یکشنبه 30 مرداد 1401 00:49
گفتم تو را بخوانم کز صبح بگذریم باران چنان گرفت که خورشید پیر شد در انتظار تو اینک من، آه... من- مردی هزار ساله کنار دریچه ها!... منصور اوجی
-
لبیک یا حسین(ع)
یکشنبه 30 مرداد 1401 00:48
-
دیگر در چشم هایم
یکشنبه 30 مرداد 1401 00:44
دیگر در چشم هایم اشکی نداشتم برای چکیدن در سینه دلی برای شکستن و در تنم استخوانی برای خرد شدن عزیز من مرا ببخش اگر دیگر بازنگشتم ... محمد شیرین زاده
-
رشتهام تنهاییست
یکشنبه 30 مرداد 1401 00:28
رشتهام تنهاییست محض خواندم سالهاست فارغالتّحصیلِ دردم دریا_دیبا
-
آنی بود، درها وا شده بود.
یکشنبه 30 مرداد 1401 00:28
آنی بود، درها وا شده بود. برگی نه ، شاخی نه، باغ فنا شده بود. مرغ مکان خاموش، آن خاموش، این خاموش ،خاموشی گویا شده بود. آن پهنه چه بود: با میشی گرگی همپا شده بود. نقش صدا کم رنگ ، نقش ندا کم رنگ ، پرده مگر تا شده بود. من رفته ، او رفته ، ما بی ما شده بود. زیبایی تنها شده بود. هر رودی دریا هر بودی بودا شده بود. سهراب...