تو اینجا باشی

تو اینجا باشی

تو را ببینم

هر چه تو بگویی همان!

این را گذاشته ام برای وقتی رفتی

وقتی حتی کمتر از حالا دوستم داشتی

وقتی هیچ کس نمی داند چه کار کنم:

"هر که دلارام دید، از دلش آرام برفت"

-ظاهرا نوبت دیوانگی ست

درد من ای

و همدرد نیز هم

 

| بهنود فرازمند |

محبوبم...!

محبوبم...!

گفته بودی که دوستم نخواهی داشت؛

گفته بودی که نفرتی ملول را؛ جایگزین عشق آتیشنت خواهی کرد.

و چیزهای بیشتری هم گفته بودی:

"که روزی خواهی رفت

 که دور خواهی شد

و از هزارتوی خاطرات جا مانده

هیچ یک؛ مانعی برای این گسستگی نیست..."

گفته بودم تا به حال...؟!

که رفتنت و دوری

که نفرت بی کرانت

و  خاکسترِ سردی که از عشق بی مثالت به جا مانده...

حتی خروارها خاطرات کهنه و دوریخته ات،

یقینی ست که از عشق دارم!

گفته بودم تا به حال ...؟!

که دوستت داشته ام

که دوستت دارم

و دوستت خواهم داشت!

 

| حمید جدیدی |

 

وقتی به چشم هایت

وقتی به چشم هایت
نگاه می کنم
مثل این ست که باز
عاشق می شوم
تا به یاد آورم
چرا دوستت دارم
و راه دیگری وجود ندارد
وقتی تو وعدهگاه می شوی
و من پر از ملاقاتم !


پرویز صادقی

صدایت

صدایت
در پیغامگیرِ تلفن ات مهربان است
تمام دلتنگى ام را
مو به مو گوش مى کند
هر از چند گاهى خانه نباش
تا سیر درد دل کنیم !

"بهرنگ قاسمى"

آنقدر زیبایی که سخت دیده می‌شوی

آنقدر زیبایی که سخت دیده می‌شوی
مانندِ شعری ناب
که کم خوانده می‌شود ...


"سید محمد مرکبیان"

کاری به کارِ شما ندارم

کاری به کارِ شما ندارم
تکلیف این شبِ اصلا از ستاره خسته
که روشن است
من با خودم
به همین شکل ساده از چیزی که زندگی‌ست
سخن می‌گویم...


سید علی صالحی

"جانم" ...

"جانم" ...
و این اسم کوچکت بود
که گاهی
"جان" هم کوچک است
برای لحظه ای
که میخندی



"حمید جدیدی"

بندِ دل من

بندِ دل من
به لبخندهای تو بند است!
برای دوست داشتنت اما
لبخندهایت را نه
دلت را لازم دارم


"مهدیه لطیفی"

دست ها راست تر می گویند

دست ها راست تر می گویند
تا چشم ها ..
من زنان زیادی را می شناسم و مردانی را که عشق به چشم ها می چسبانند
به گاهِ نگاه هایشان
و دست هایشان
مجسمه هایی ست فلزی
رها شده در سرزمین های قطبی ..
با دست هایت
هزارباره مرور کن مرا ..
مهدیه لطیفی

حالا تا ماه آمدنت

حالا
تا ماه آمدنت

باردار می مانم...


/مینا امینی/