چقدر پر می کشد دلم به هوای تو

چقدر پر می کشد
دلم
به هوای تو
انگار تمام پرنده های جهان
در قلبم آشیانه کرده اند


((مرضیه عطایی))

مرد داستان های عاشقانه ام

مرد داستان های عاشقانه ام
نزدیک تر بیا
از چشم های من حرکت و
از لب های تو برکت
خنده هایم را
برای آخر قصه
کنار گذاشته ام
این قصه آخرش خوش است
ای جانم
به لبم می رسی
می دانم ...

((رویا فخاریان))

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون

زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون

نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را
چنان دریای بی‌پایان شود بی‌آب چون هامون

شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را
کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون

چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا
چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون

چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون

"مولوی"

چشم ها پرسش بی پاسخ حیرانی ها

چشم ها پرسش بی پاسخ حیرانی ها
دست ها تشنه تقسیم فراوانی ها...
عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم...
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید...
دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است

هوای ناحیه ما همیشه بارانی است

قیصر امین پور

بانوی ترس های کودکی ام با تو می رود

بانوی ترس های کودکی ام با تو می رود
بانوی کودکی ام عاشق تو بود
بانوی چارشنبه های پُر از انفجار و دود
بانوی من همیشه تو را خواب دیده ام
بانوی مثل تو هرگز ندیده ام
بانوی شعرهای من از تو شکوفه داد
بانوی بوی تو اُفتاده دست باد
بانو
بهار من تویی

((کامران رسول زاده))

صدایم کن..

جز تو
هیچکس نمی تواند
جانم را
به لبم بیاورد
صدایم کن...


((رویا فخاریان))

هر طور شده خواهی رفت

هر طور شده خواهی رفت
و من حق ندارم که تو را نگه دارم
اما خودت را در من جا بگذار

((عزیز نسین))

معشوقه ی من دو نفر است

معشوقه ی من
دو نفر است
یکی با نام بلند
یکی با نام کوتاه
گاهی بلند زندگی میکنم
گاهی کوتاه

((مریم اقاخانی))