به کویت بادلِ شاد آمدم با چشم تر رفتم به دل امید درمان داشتم درمانده تر رفتم تو کوته دستی ام می خواستی ورنه منِ مسکین به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم ((هوشنگ ابتهاج))
آرامشِ نگاهت آبی دلت چون یاس سـفـیـد چشمانت به صفای گل سرخ لبخندت چون برگ درختان، سبز دستهایت گرم و پر احساس به رنگ نارنجی آغـوشت ، رنـگـین کـمانی از زیــبـاتـرین رنـگ هـا بـوسه ... بـوسه ها ... بــوسـه هـایـت ... سخت است تفسیرش