در دل غم زده ام جای دلت بود.. نبود؟

در دل غم زده ام جای دلت بود.. نبود؟
کرده ای شعله ورم زد به سرت! زود نبود؟

آتش عشق تو در سینه من جا خوش کرد
که شدم شعله ور! از هر طرفت دود نبود؟

کاشکی زاغ نجابت ز سرت پر نکشد
این همه پر زدن از خواهش کمبود نبود؟

راستی سینه ی فرسوده ی من سوخت ببین
پر پروانه در این پیله گل‌آلود! نبود؟

کاشکی با غمت آن‌قدر نمی‌گفتم شعر
که غمت همدم این سینه‌ی بی‌سود نبود

درد از هر طرفی درد می‌آورد به دل
درد هجران تو در سینه که محدود.. نبود

با غزل می‌گذرم از تپش قلب و تو آه
سینه ات متحد سردی این رود نبود

کاش در سینه‌ی عرفان نشود حرف تو باز
درِ این خانه به روی تو که مسدود نبود


عرفان اسماعیلی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.