| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
خداوندا تو بر من آنچه دانی گناهم را نگیر برمن نشانی
خداوندا تو هر علم را بدانی، هم آن امروز آن فردا بخوانی
ز هیچ پوشش تو پوشیده نمانی، که کوشش را تو بر کوشا رسانی
من ان دانم که تو خود آن جهانی، به یک آن جان دهی آن جان ستانی
نخواهم بعد آن دریای نعمت، نخواهم این من آن بی مروت گذر را بی پناهت
نخواهم یک دم از دم بی هوایت نخواهم گر دمی باشد نباشم من بیادت
به جای خنده غم بر دل نشانم، به جای شکر نعمت کفر آن را من بخوانم
که گر خواهم به غیرت را بخوانم من اینک آن بدانم که غیر را هم تو خوانم
گر از بی راهه ها پی جوی راهم گر که پیدا خواهم آن گم کرده ام دانم
شود در گناه در آن فقر و مستی شود در زنا گر از دید دل ببینی تو بینی خدا
گر عمر گران ببخشد خدای عبادت به صدسال گذشت در خفا
تو دانی بیرزد به یک دست کشیدن به سر بر آن کودک بی پناه
هادی رمضانی