نگاهم مبتلای چشم‌هایت

نگاهم مبتلای چشم‌هایت
جنونم  ردِّ پای چشم‌هایت

تمامِ هستی و جانم، فدای
حیای دل‌ربای چشم‌هایت

غزل‌خوانِ  تپش‌های امید‌ است
صفای جان‌فزای چشم‌هایت

تمنّای دلِ اندوه‌بارم
لبِ لبخند‌زای چشم‌هایت

دوای نبضِ بی‌تابِ قرارم
فقط دارالشفای چشم‌هایت

قلم میراث‌دارِ واژه‌های
طلسمِ کیمیای چشم‌هایت

غرورِ شعر را از غم تکانده
حدیثِ بی‌ریای چشم‌هایت

به آرامش رسیده قلبِ باور
در آغوشِ وفای چشم‌هایت



مریم کاسیانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد