بیا ای نبضِ بیداری...

بیا ای نبضِ بیداری...
در این تکرارِ ثانیه‌هایِ غریب،
تو همان صبحی که در رگ‌هایِ من جاریست.

اربابِ جان‌ها!
در هجومِ سردِ دردها و دلواپسی‌ها،
نامِ تو، چون مسیحایی،
بر کالبدِ خسته من دمیده می‌شود.

من در آستانه‌یِ یک فصلِ تازه،
دستانم را به ضریحِ یادت گره زده‌ام.
بیا و با نگاهی،
تمامِ گره‌هایِ ناگشوده را وا کن.

ای غایبِ همیشه حاضر...
مسیحایِ وجودم شو
در این شب‌هایِ بی‌خوابی؛
بتاب بر من،
که جز تو، پناهی برایِ بی‌قراری‌هایم نیست.


تقدیم به پیشگاه ولی عصر آقا امام زمان باتجدید احترام وافر

سمیه بنائیان دستجردی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد