| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
حالا که نشد از که بگیرم طلبم را
تاوان تبم دلهره در نیمه شبم را
دردی که سرازیر شد از شدت گریه
خونابه ی خشکیده ی تا پشت لبم را
بی رحم و خطاکار دلم را که ربودی
قلبم به قفس میزد و بیدار نبودی
آن کس که مرا تا بغلش برد و رها کرد
بیگانه تر از دشمن و قطعا که تو بودی
یک لحظه نماندی که ببندم جگرم را
دستان حدیث غلط از پشت سرم را
دریای وفا بودم و خائن مزه کردی
ای آدم بی جنبه شکستی کمرم را
بیمار کشیدی دل بی حوصله ام را
تا مرز قضاوت رقم فاصله ام را
جبران نشدش هر چه بدی هر چه نکردی
در چشم خداوند شکستم گله ام را
انگار توهم زده ای کار خراب است
آن گوشه ی چشمی که تو را برد سراب است
صد یار گنه دارد و یک یار تو بودی
فکر کمرت باش که بس خربزه آب است
باشد که نمک گیر شوی دشمن جانم
از زندگی ات سیر شوی دشمن جانم
مانند خودت بر سر راهت بنشیند
با رفتن او پیر شوی دشمن جانم...
فرزانه فرحزاد