| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
میخواستم کوتاه بنویسم اما نشد
یک خط از غمِ راه بنویسم اما نشد
چون گذشت عمر من دردمندانه
این سخن گاه بغض شد و
اشک اما نشد
چند گذشت روزگارم مستانه
طعمِ زندگانی را تلخ بود و
شیرین اما نشد
سخت بودم امان از سختی
کاین دلم سوخت و
آسان اما نشد
فریاد زدم در تاریکی
سکوت خاموشی کرد و
پاسخ اما نشد
گریه سر دادم جهانم را
پس جهانم مرا لبخند زد و
شرمش اما نشد
صدای شلاقِ ساعت ها
در گوشم داد میکشید و
آرام اما نشد
آوارِ رنج هاست بر زمین
آسمان ابری شد و
بارانش اما نشد
قلبم ایستاد و تو را دیدم
بر زمین ماندم و تو رفتی و
ماندنت هیچ نشد
محمدعلی ایرانمنش