| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
در خلوتِ تنهاییِ دیوارها تَرَک برمیداریم
و چشم میدوزیم به کورسویِ روشنِ چراغ
گاهی باید باختن را بُرد
گاهی باید وطن را جُست
اینجا غربت است!
اینجا برای پنجرهها قفل میسازند
اینجا کوه رویِ شانهی صبرِ چندهزارساله خوابش میبَرَد
فصلها پنهان شدهاند و باران جایِ خود را خالی کرده
از مِهر رَد شدیم و در آبان بُریدیم و آذر تماممان کرد
پاییز نمک است رویِ زخمِ شاعرها
این زمانه برایِ من اشتباه بود!
سمانه فربد