آه ناتمامم،

آه ناتمامم،
با همان خشونتِ خاموشِ دیدارِ خورشید و برف، از تو می‌پرسم:
آیا هنوز گوشه‌ای از لحظه‌هایت بوی من را می‌دهد؟
یا سال‌ها پیش، مرا زیر لایه‌های سردِ خاطراتت خاک کردی؟
و تنها پژواکِ اسمم را زنده گذاشتی؟

زیبای بی‌رحم من،
بگو…
آیا تو هم، در نیمه‌شبِ گم‌شده‌ات،
خوابی دیدی که شبیه من باشد؟
خوابی که چیزی در گلویت گیر کند،
انگار روح من
برای لحظه‌ای
به تپشِ قلبت چنگ انداخته باشد؟


زهراآذرنیا

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.