| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
وای از روزی که گرگی عزم سلطانی کند
در نبود شیر و ببر، فکر زمستانی کند
رنجش و نامهربانی را کند افعال خود
وای از روزی که با کفتار، مهمانی کند
تاب ماندن از تمام بیشه ها خواهد گرفت
آهوان، آواره ی اعمال پنهانی کند
هرج و مرج را هدیه آرد بر زمین و آسمان
گرگ بی وجدان تمام، گله زندانی کند
گر تهی گردد، جنگل از نژاد شیر و ببر
دور نیست از انتظار، روباه شیطانی کند
زخم بندد بر وجود پیر و برنا بی جهت
هر کلاغی زین جهت، دعوای حکمرانی کند
تاج جذاب است فقط بر یال و پیشانی شیر
ورنه بی غرش کدام ابر، قصد بارانی کند
منصور نصری