| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
در عمق سکوتی سنگین
تنهایی را پنهان
و عشق را در دل حلقآویز کردهام
تکرار غمها
چنان سنگینی بر قلبم افکنده
که هیچ راهی برای رهایی نیست
مثل سروی تنها در پاییز
خسته از سایهای که در آن فرو رفتهام
و نمیدانم کدام سو بروم
گامهایم در زمینی پر از تضاد و شکست
نه زخمش مرهم میپذیرد
نه رنجش سبک میشود
فقط سنگینی غم را به دوش میکشم
بغضی تیز و برنده
به وسعت حسرتِ تمام تنها
چون درختی پیرم
تلخی آب را چشیدهام
ریشهام خشکیده است
زخمی که تبر بر تنم زده
هنوز مانده
و غم در سینهام جا نمیشود...
عسل محمدی