خودم را می سپارم دست وجدان هرچه بادا باد

خودم را می سپارم دست وجدان هرچه بادا باد
به شبوهای خوشبوی خیابان هر چه بادا باد

مزین می کنم امشب نمازم را به دینداری
دلم را میزنم من به خروشان هر چه بادا باد

خدایی هست در کیهان که گرم آغوش انسان هاست
من او را می پرستم غرق ایمان هرچه بادا باد

محبت خرج خواهم کرد مانند چکاوک ها
سلامی می دهم او را کماکان هرچه بادا باد

«به این هیکل نمی آید ولی با مرگ هم آخر
شوم یک شب گریبان در گریبان هر چه بادا باد»

هادی جاهد

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.