اگر تیغی ببرّد نِی نخشکاند گلویش را

اگر تیغی ببرّد نِی نخشکاند گلویش را
چو نِی سازی زند زآن دم که ریزد آبرویش را

وگر باشی چو سلطانی که تیغی بر کمر دارد
بترس از آنچه میبرّی زِ رَعیَت آرزویش را


کاظم بیدگلی گازار

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.