تیرم بگرفت بر چله اما به خطا رفت

تیرم بگرفت بر چله اما به خطا رفت
آن پیله به ابریشم ننشسته به فنا رفت
وآن لعل غلطان که در دل گنج نهفته
از گرمی بازارخذ ف به جفا رفت
در آخر شهنامه بگوئید بخوانند
بر برگ مورق بنگر که چها رفت
افتادهجوم بادخزانی بر دشت نگاهم
آن بارگه سرو وصنوبر به هوا رفت

عبدالمجید پرهیز کار

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.