چند وقتیست که خبری ز تو نیست

چند وقتیست که خبری ز تو نیست
در وجود قلمم ، دیگر حرف تو نیست
دفترم گوشه نشینی کرده در کنج اتاقم
اینبار دگر ، خواستار خاطرات تو نیست
ساعتم از گذر عمر بسی مینالد
دگر امروز و دی و فردا ، همه از آن تو نیست
دیوار ها همه زمزمه ما خوانند ، ولی
دگر انقدر خیالم ز خیالت پر نیست

من و تو ما ی قشنگی بودیم
آه و فسوس که دگر مایی نیست

پارلا صدرلی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.