وقتی ظُهورِ یک یَقین پرده یِ شَک را می دَرید

وقتی ظُهورِ یک یَقین پرده یِ شَک را می دَرید

دریا صدایِ موج را از عُمقِ جان می آفَرید ...

آن شب کلاغِ قصه ها ؛ رفت و به انتِها رسید

با قصه یِ مادَربزرگ ؛ خواب از سَرِ ماهی پَرید


احسان پیرحیاتی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.