ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
خندیدم و آن خنده غمی داشت یقیناً
یا منقل ما دود و دمی داشت یقیناً
آن کس که نفهمید چرا شعلهٔ شمعیم
با قهقه ای گفت چمی داشت یقیناً
این کهنه شراب است که خود مست و خراب است
یک جرعهٔ آن جام و جمی داشت یقیناً
در کوی خرابان گذری کرد و ندیدم
دیدار مگر کیف کمی داشت یقیناً
هر پیچ و خمی طرّهٔ طرّار نشاید
او شاخ نباتش صنمی داشت یقیناً
صد بار گذشتم ز خیابان شلوغش
این کوچه ولی پیچ و خمی داشت یقیناً
یا رب تو چه دانی که چه شد در شب معراج
ما وحی نمودیم و همی داشت یقیناً
والله که رامین به دلش نیست هوائی
این جملهٔ آخر قسمی داشت یقیناً
رامین خزائی