ای پادشه مُلک دلم، ای نور ضُحی، شمس‌الدین

ای پادشه مُلک دلم، ای نور ضُحی، شمس‌الدین
ای آینهٔ حُسن خدا، ای روحِ فِنا، شمس‌الدین

بی‌نور رُخَت عالمِ دل، تار شود، سرد شود
ای مشعلِ جان‌سوز من، ای نورِ لُقا، شمس‌الدین

در هر نفسی نام تو آرام دهد این دل را
ای ساقی عشاق، ای مِهرِ بَقا، شمس‌الدین

عشقت به دلم چیره شد، چون نور به دل روشنی
ای برتر از اندیشه‌ام، ای صبحِ دُعا، شمس‌الدین

چون ماه به شب‌های غمم، نوری تو و راهی تو
ای روشنیِ صبحِ دل، ای لطفِ خدا، شمس‌الدین

هر ذره به عشق تو چو خورشید شود در نظرم
ای صاحبِ اسرارِ دل، ای جان به فدا، شمس‌الدین


امین افواجی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.