ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
امشب چرا ستاره صدایم نمی کند؟
حوّا به خواب رفته هوایم نمی کند ؟
بی جانماز برکه و مُهری به نقش ماه
نیلوفری نظر به دعایم نمی کند
در کفر من حقیقت ایمان نهفته است
کاری برای عشق ..خدایم نمی کند
از زندگی به باور مردن رسیده ام
آه از گذشته ای که رهایم نمی کند
دلخسته از سکوت غزل های ناتمام
حسی میان شعر ِ تو جایم نمیکند
من کودک بلوچم و در راه مدرسه
دستان فقر ،کفش به پایم نمی کند
در معدنی که گور من است و کفن سیاه
یک تکه سنگ گریه برایم نمی کند
آن کوله بر منم که به فریاد میبرم
نام تو را وَ کوه ندایم نمی کند
افسوس... باد سرد خزان در طواف بید
از شاخه های درد جدایم نمی کند
بیچاره من که عادل بی عدل روزگار
فکری به حال رنج و بلایم نمی کند
عادل دانشی