کو کو کو

کو کو کو
صدایت خوش کلامت راست بود قمری تنهای پشت بامها
کو
کو دوست آتشین پیوند در این آدمها
چه خوب گفتی
چه بد بودم ندانستم کلامت را قمری تنها
روزگاران خواندی و گفتی کوو کوو
کلامی در جوابت هیچ نداشتند انسانها

کنون آدمیت تنها تر از تنهاست
و پاسخ میدهد با هر زبان
نیست نیست در این یخ بسته زندانها.
و ما از کلامی تهی ، بی جوابی بی نگاهی ...


مسعود زعفرانی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.