در ازدحام واژه های ساکت و عقیم

در ازدحام
واژه های ساکت و عقیم
رگه های افتاده در
مرداب اندیشه را
در لزج ترین ثانیه ها
با تردیدِ از فرداها
با نفس های
محبوس در سینه ی درد
از لرزش لبان
و تاری چهره ی آینه
از آه....
می سرایم

ما با چه شوقی با دلی پرخون
تند و بی تاب
همچون ارواح پای در زنجیر
می خزیم
به شوق وصال
در فردای مه آلودی
که پیدا نیست
فرجاممان...


فریبا صادق زاده

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.