ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
من دلم را از خدا دارم عمو شوخی که نیست
پیش او ارج و بها دارم عمو شوخی که نیست
هر چه خواهی دشمنی کن بی وفایی کن ولی
من خدایی با وفا دارم عمو شوخی که نیست
سالها تنها نشستم عاشقی کردم فقط
خانه ای در کبریا دارم عمو شوخی که نیست
آنقدر شستم غبار سینه را با اشک چشم
در درون دل طلا دارم عمو شوخی که نیست
من همان مجنون و فرهاد درون قصه ام
با خودم صد ماجرا دارم عمو شوخی که نیست
عاشقی باید نصیبت باشد از اول عمو
صد حکایت از صبا دارم عمو شوخی که نیست
هر که دل دارد مگر مجنون و لیلی می شود؟
در دلم غمخانه ها دارم عمو شوخی که نیست
خواستی می گویم اما رمز و راز عشق را
عاشقی را آشنا دارم عمو شوخی که نیست
عشق را باید بگیری از سه جایش همزمان
من خودم هم چون سجا دارم عمو شوخی که نیست
قسمت اول فقط دل دادن و غم خوردن است
بعد از آن عشق و صفا دارم عمو شوخی که نیست
قسمت سوم ولی سخت است و قدری مشکل است
عشق گوید من صدا دارم عمو شوخی که نیست
خواستم تنها فقط شوخی کنم بر دل نگیر
من چه کاری با شما دارم عمو..؟شوخی که نیست
هر چه دارم از خدا دارم حسودی پس نکن
از خودم چیزی کجا دارم عمو شوخی که نیست
سعید غمخوار