حال تنهاییِ من چه غریب است امشب

حال تنهاییِ من چه غریب است امشب
سینه از مهر تهیست
و به جز تنهایی، کسی نیست مرا

پشت هم دود سیگارها را میکشم در سینه
تا به حدی که اتاقم پر ز آه است ولی
من درونم همچنان هم خالیست


گویی امشب همه رفته‌اند
مادرم،پدرم، دوستان و تمام خویشان
حاجتم نیست دگر بر ایشان

من وُ تنهایی، تنها هستیم
وَ در این حال خراب
پشت این چشم پر آب
شعر میماند وُ من
من میمانم وُ این تنهایی

محمدعلى دهقانى

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.