به خدا حمله کند دست ستمکاری تو

به خدا حمله کند دست ستمکاری تو
بی خدا آن‌که کند میل به همکاری تو

می بری مال خدا را و خود‌آرا شده ای
مثل هارون شده این شیوة درباری تو

از اقل‌یار که‌در بیعت و بیع ات هستند
مرده باد هر‌که کند در ستمت یاری تو

طعم پاجوش تو را حنظل وحشی دارد
چه کسی می‌خرد این خَرمَزة گاری تو

بجز آن کس‌‌که پس‌پرده نهانش کردی
هیچ کس نیست شود وارث جباری تو

کاخ سبزی که نهان‌خانة بیدادگریست
موزه ای می شود از عهد ستمکاری تو

گوش کن، آه ستمدیده به فریاد رسید
عنقریب‌ ست شود وقت نگونساری تو


مهرداد سربندی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.