دوست دارم خویش را پیدا کنم

دوست دارم خویش را پیدا کنم
شعر سبز رویش هر دانه را
در خزان زندگی معنا کنم

چون درختی سرفراز
مست باشم یک شب از آغوش ماه
در شبانگاهان بخوانم تا پگاه
با اقاقی ها کنم راز و نیاز
آرزوی خویش را دارم هنوز
کودکی هایم کجاست ؟


آرزو دارم پدر با قصه ها خوابم کند
شبنمی باشم که در بالین گل
محو در لالایی مادر شوم
بار دیگر همصدا با خنده ی خواهر شوم
با برادرها سفر تا مرز خوشبختی کنم

آرزوی من فقط اینست و بس
با شمیم عشق باشم هم‌نفس
چون قناری بر لب هر شاخسار
سر دهم بانگ رهایی از قفس

خویش را میخواهم امشب
کودکی هایم کجاست

عادل دانشی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.