پس آن رفتن تو

پس آن رفتن تو
چشم به راه تو نشستم با دلی خسته و نالان
ابر و باد و مه و باران
شاهدم هستند و گواه
که چه آمد به سرم بعد آن رفتن تو
چه جگر سوز شدم و ذکرم شده آه
آه از این دوری و این فاصله ها
آه از این یاد تو و خاطره ها
آه از این غم که درون دل من
بعد تو غوغا فکند، خون بکند قلب مرا
آه از این نم نم باران بهار
که مرا خیس کند چون غم این دوری یار
هر دو چشمان مرا تر بکند
جان نگار
آه از این ، این همه آهی که تراوش بکند
ز درون دل بیمار من ای وای مرا
ای وای از این آه و از این آه و از این آه، مرا


عقیل ماله میر

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.