| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
در این دنیای وانفسا لبم دلتنگ یک خنده است
دلم پیش رخ پیرم چه بی اندازه شرمنده است
کنم جهدی که تا شاید رها گردم ز سیل غم
ولی افسوس می بینم تنم انگار در بند است
از این غم تا که خواهم من شکایت ها کنم ، بینم
برای عاشقان اما دلی پر غم برازنده است
دلم عمری به دنبال محبت گشت ، اما هیچ
که می گوید که با این حال ، هر جوینده یابنده است ؟
همه عالم فراموشم نموده ، باز با این حال
فقط بارانِ غم حال مرا از خاک جوینده است
مرا در خاک و خون افکندی و رفتی ، ملالی نیست
دلم عمری در این کهنه قمار عشق بازنده است
امیرحسین بادنوا