ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
من از شب و سیاهی و تاریکی می نویسم
تو امید به صبح و روشنی و فردا میدهی
من از تنهایی و غم می گویم
تو قهقهه مستی سر میدهی
می گویی باز خیالاتی شده یا عاشق و شیدا
چه بگویم از این شبهای غمزده تکراری
آرامش ندارد ساحل این دریای طوفانی
آشفته دلی در خواب و بیداری
کاش رهایم می کردی
کابوسهای تن خوره دقیقه های فکرآشوبی
زخمهای مانده بر دل
ترکهای عاشقی بی سرانجامی
چه حس غریبی است
عاشقی
بد دردی است
می چکد قطره اشکی
از چشمانی که رنگ خواب گرفته نه سیاهی
چشمای پر حسرت و
غزل های عاشقانه دل خسته
من در این غربت تنهایی
چشمهایت را ندارم
کمی نزدیک تر بیا تا ببینم
در آینه چشمانت
تصویر غمزده شبم را
شاید تو هم دیده ای دردم را...
باز قهوه ام سرد شد...
عسل ناظمی