خورشید را داده ام به قرص قمر مپرس

خورشید را داده ام به  قرص قمر مپرس
عمرم هدر برفته است تو هم دگر مپرس
قانون عشق را هم صفا  نکردیم  بخوان
ماندیم در جریده ها که داد سحر مپرس
رویای تو کرده بودم که آتشت بسوخت
خرمن چ سهل است ودنیای دگر مپرس
شیرین تر از شیرینی و فرهاد تر از فرهاد
فرهاد بمرده است و از کوه و کمر مپرس
تلمیذ عشق کردی و تعلیم عشق میدهی
ای جعفری کجا شدی از خیر و شر مپرس
صادق به عشق تو بودم ای سپیده گلم
سودای تو کرده ایم ای خیر سر مپرس
پاداش صبر من است، شعر وشاعریست
برخیز و بیا تو هم از می و ساغر مپرس


علی جعفری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.