ای عشق گاهی اندکی آزار مگذار .

ای عشق گاهی اندکی آزار مگذار .‌
زخمی بروی دفتر و خودکار مگذار ..
سر کارگر بودی برای قشر خاصی ..
بر دوش هر وامانده ای آوار مگذار ..
انباره باروتی چگونه در سکوتی ..
بمبی بروی آتشی بسیار مگذار ..
این نکته ها بی عاشقی لطفی ندارد..
یک نقطه را در حسرت پرگار مگذار .
روی لب سرخ تمام شعله هایی ..
ماتیک روی لب ولی سیگار مگذار ..
دیدی شکستن های دل دارد جدایی .
بین جدایی این همه دیوار مگذار .‌
هستی کناره بستر سردی که مرده.
سرما نیاور لحظه ی دیدار مگذار .‌
صحرا که بی مجنون معنایی ندارد .‌
لیلی نسیم قیس رابی یار مگذار .‌


احمد البرز

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.