من بارها شنیده بودم،

من بارها شنیده بودم،
که سیبِ سرخ
نصیبِ شغال می شود، ولی
امرز، در روشنیِ روز شاهدم
باغی گشوده را
که سیب های سرخ و سفیدش همه،
فارغ از رنگ و بویشان
نه نصیب،
که اسیر و جویده می شوند،
در مغز خوک ها
و شالیزار پر از مترسکی
که انهدام،
در انتظارِ ساقه های نزارش،
به زیرِ پایِ گرازان
یکی یکی است

عنایت کرمی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.