ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
صحفه ی شعری برایت باز شد...
این چنین آمد که عشق آغاز شد...
انقدر خوش ذوق بودش این قلم...
در بدن قلبم شبیهه ساز شد...
مینواخت و می سرودش این چنین...
تا که آوازش تنین انداز شد...
مهر عشقی در دلم آمد پدید...
گو که روح از جسم در پرواز شد...
انقدر رفت تا به قلب آسمان...
در هم آنجا گو که یک اعجاز شد...
در دلم ماندی و جاویدان شدی...
مهر این عشق در دلم یک راز شد...
پیش،کس هرگز نمیگویم سخن...
قلب سلطان با دلت همراز شد...
رسول مجیری