ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
این قلب ، شکسته، آرزو بی معنی است
دلداری و بحث و گفتگو، بی معنی است
در حالت دل شکستگی و افسوس
درمان و بخیه و رفو، بی معنی است
ایمان مرا به دست یغما دادند
اینگونه فریضه و وضو بی معنی است
آن حرمت و مرز و احترام مردم
بشکسته وصول آبرو بی معنی است
خاک و گِل خانه ی وجود انسان
غارت شده حفر و کند و کو بی معنی است
عمری به نوای ناله مُردیم،بدان
آواز و شبانه های قو بی معنی است
هر لحظه که بگذرد، عزیزم بگذشت
اینگونه سراغ و جستجو بی معنی است
این گریه ی بیهوده و این ماتم و اشک
در پای شکستن سبو بی معنی است
برخیز سعید و خرمی از سر گیر
دلسردی و یأس، مو بمو بی معنی است
سعید آریا