تقدیر دلم بوده که درگیر تو باشم

تقدیر دلم بوده که درگیر تو باشم
یک عمر سر سفره نمک‌گیر تو باشم
هی از تو بگویم، بنویسم، بسرایم
من دل شده‌ای بند به زنجیر تو باشم
تو قبله‌ی آمال منی، حضرت باران
باید، که سرسخت زمین‌گیر تو باشم
تا قطره‌ای از سلسله دور تو گردم
ای سلسله گردان چه شود پیر تو باشم؟
یک عمر نشستم سر هر جمعه بیایی
ای کاش منم وصل به تقدیر تو باشم


مهدیه محبی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.