| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
من دلم را ....
سالها پیش....
در چرخشت تاکستانی
لگد مال شرابی کردم
و سالها بعد...
با گل کوزه گری
پیاله ای شدم در دستان تو
و آنگاه...
دلت لرزید
و آنگاه....
دلم لرزید
روزه سکوت عشق را
با خرمای چشمانت گشودم
من....
مستی هوشیاری هایت
تو....
هوشیاری مستی های من
گاه گاهی
و بهاری را چشم به راهیم
تا بوسه بر لبان ما شکوفه زند
من مستیت را
و تو هوشیاریم را
پای کاجی چال می کنیم
تا در جشن کاجهای زمستانی
عیسی را هم زنده کند
و فردا اگر بهار بیاید
و فردا اگر برف ببارد
فرزاد سنایی