ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
پیش از آن
همه ی چشم ها
صدای زنی بود
در آن سوی رودخانه,
و برای هر سنگ
اشکی
در سطوحی معلق
تفکری عمیق می شد.
سطرهاست
نسخه ای از سکوت
این گونه که در آن
یک سره آمیختگی ست
با تو!
چون خیالت
بر پاشده ام, بر هم
و بالای من
درخت
و درختان
و مدام گنجشک ها
این هستی ی کلمات
چینه می کنند
در رگ های من
شاخه می برند
از این حرف ها
و سایه ی خورشیدی دیگر نیست
همه ی برگ ها را
گرفته اند از من...!
مرضیه رشیدپور