در میان همه رازها

در میان همه رازها
سکوت تو
بزرگترین اسرار بود
و شومی لحظه هایی که
عریانی روح مرا
به تصویر می کشد
و برگشتی بی فروغ
که تنویر افکار را به دوش می کشد
شاید روزی در شب
یا
طلوعی در غروب
پنهان شده است
و ارابه ای که از پهن دشت آرزوها می گذرد
تا حسرتی دوباره را
برای ساحل نشینان
به ارمغان آورد
...
تا تو را می بایدم
از کدامین آسمان ها باید گذشت؟


رضا کشاورز

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.