هر شب میان اوراق کتاب‌ها خمیازه می‌کشم

هر شب
میان اوراق کتاب‌ها
خمیازه می‌کشم
با کلمات خونی و جنایت‌کار
و حتی روسپیان گالینگوری
ولگردی می‌کنم
صبح خیلی دیر
با مشتی حروف اضافه
در حفره دندان عقل
بیدار می‌شوم
تمام روز
دهانم
با طعم تو خوش است


غلامرضامنجزی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.