در جدال عقل و عشق,عقلم ز پا افتاده است

در جدال عقل و عشق,عقلم ز پا افتاده است
عشق مدتهاست,عقلم را ز میدان رانده است
عشق پیروز است چون در این قتال تن به تن
تیغ از شمشیر مژگانت به دستش داده است
هر که چشمش خورد بر چشمان تو در این میان
لحظه مرگش درون چشمهایت خوانده است
عیب می گفتند,اما قلب خوبی می نوشت
عقل در حیرت,از این بست و تبانی مانده است
از وفاداری به عشقت چشم جز چشمت ندید
یک نگاه خشک و خالی هم در او خشکانده است

محمدمهدی ندری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.