انجمن شاعران مرده ای ترتیب داده ام

انجمن شاعران مرده ای ترتیب داده ام
بیا با من در قرار شبانه هایم
شاید بگریزیم از قید و بندها
و قفل و زنجیرهای دل هایمان
و بگوییم بی پیرایه و آرایه از راز درونمان
بیا
برویم در ماشین زمان
برگردیم به گذشته هایمان

کوله ی عبرت های جانسوز را البته همراه ببریم
تا از مسیرهای دو راهی و چند راهی
اگر چه میدانیم ما را با باد می دهد همه راه ها
ترجیحمان
با رهگذار طوفان عاشقی و دیوانگی باشد
تا بگوییم هر چه آمد به سرمان
از دل دیوانه بود نه از سرِ مآل اندیش !


زهرا عظیمی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.