ای که موهای تو زرد و آن چشای اطلسی

ای که موهای تو زرد و آن چشای اطلسی
من ز عشق تو در آیم نغمه ای حال و شبی

ماه من از دوری تو غم شده گریه بسی
در نگاهت شاد بود دیگر حزین را مرهمی

نام تو مهر است و باز مریم چه نازی می کند
بر زدی بر قلب من عرفان و آتش گوهری

ماتمش را از دوایی شاهدان پر می زنند
گل به آن خنده بر آید آن صدا را مهشری

پس جهان پاینده است از عشق بی تاب و منی
دل بنا دارد رخش جلوه جمال و مهتری

من حیا دارم بدان از آن هوس دوری کنم
هر چه گویم عاقل است حرف صریح و دلبری

ای صنوبر عاشقم حرف دلم را تو بزن
دل منم شیدا منم از حالت غوغا تویی

محمد اسماعیل اسدتاش

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.