دویدند روزها و شب‌ها

دویدند روزها و شب‌ها
از نشیب غروب
تا به اوج طلوع
تا به آنجا
که آرامش دست‌های تو بود
شانه‌های تو بود و من بی‌قرار
رسیدن ما در جشنی از جنس پاییز
هم آغوشی جنگل و ابر
و رگبار باران


مهرداد درگاهی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.