آتش؟ آتش را نمی دانم

آتش؟
آتش را نمی دانم

این نیمه ی تو بود
که با نیم دیگرم پنهانی می سوخت
باقی ام
در صدای باد شعله می کشد

تو همه کسانی هستی که دوست شان دارم و خواهم شان داشت

خوب؟
نه نیستم
همین پرسه شبانه ام که گاهی
گاهی به خانه می رسد
و خانه، وطن کوچکی است با مردمانی که یک نفر
و لحظه را فقط بی انتها بلد است
درست شکل شکل شکل آغوش تو


آسیه_حیدری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.