نزن باران که امشب یاد او پررنگ پررنگ است

نزن باران که امشب یاد او پررنگ پررنگ است
نزن باران تو میدانی چقدر امشب دلم تنگ است
صدای چک چک آرام باران های تابستان
فقط یاداور غم های عاشق های دلتنگ است
تماشای بخار و دیدن چشمان زیبایش
خیالم روی بوم پنجره مشغول نیرنگ است
به یاد ماجراهای غم انگیز دلش با من

نگاهم محو آغاز نزاع قطره و سنگ است
سپاس از این سکوت تاربسته روی لب هایم
قناری در قفس باشد صدایش هم بد اهنگ است
شب غمگین مردادی,خیابان خیس و چشمم خیس
زمین نم دارد و من غم برای هر دو این ننگ است
سفر کردن شروع قصه های تلخ و پر درد است
چه پایانی که عاشق با خودش همواره در جنگ است
امیر بهادر فروغی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.