و اما شب، آه از شب، شبِ بارانی

و اما شب، آه از شب، شبِ بارانی
آسمانی ابری
ابرها در گذر از روی ماه کامل
بوی گل های تازه، بوی برگ
در هوا همراه نسیمی...
شب و عشق و شعر،
شب و آرامش
خلوت من و تو،
سکوت و تنهایی
لب جوی نشستن، گذر عمر بدیدن
صدای آرامِ رود جاری.
به یاد تو بیدار ماندن، بی‌قرار بودن
بغض از شوق و از ترس
شوقِ وصال وُ ، ترس دوری
در محیط تاریک، نور تو دیدن
سوسوی امید و محبت
رها ساختن روح، در همین حوالی
مرور دیروزهای خوب وُ
لذت از حال
شور و شوق، از برای فرداها
اندیشه به رویاها
از دوست نزدیک، درخواست یاری
آغوش شب همراه با، آغوش تو
پرواز من، در آسمانِ وجود تو...
تسبیح و ستایش تو را
ای معبود زیبایم!
که شب را آفریدی،
برای دل‌های عاشق، همانند من...


-نرجس فاطمی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.